الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
270
الغدير ( فارسي )
روى دهد ( 1 ) ، زيرا اگر مردم را لگام گسيخته رها كنند بيم آن مىرود كه كارشان به آشفتگى انجامد . و هم پسر عمر - عبد اللَّه - به پدر گفت : چه شود كسى را به جانشينى خود برگزينى . گفت چه كس را ؟ گفت خرد خود را به كوشش وادار تا بدانى زيرا تو پروردگار آنان نيستى ، مىبينى كه اگر در پىسرپرست زمينت بفرستى آيا دوست ندارى كه كسى را به جاى خود بنشاند تا هنگامى كه بر سرزمين باز گردد ؟ گفت آرى گفت : مىبينى كه اگر به دنبال چوپانت بفرستى آيا دوست نمىدارى مردى را به جاى خود بگذارد تا بر گردد ؟ ( 2 ) و اين هم معاويه پسر ابو سفيان است كه همين دستور خردمندانه و چون و چرا ناپذير را در جانشينى بخشيدن به يزيد دست آويز گردانيده و مىگويد من مىترسم پيروان محمد را براى پس از خود همچون رمه اى ، از ميشهاى بىشبان رها كنم ( 3 ) . كاش مىدانستم اين گونه روشنگرىهاى خردمندانه را كه همه در پذيرفتن آن همداستانند چگونه مردم دربارهء بزرگترين پيامبران و جانشينى او نديده گرفتند و او را به چشمپوشى از آنها متهم كردند ؟ من نمىدانم . روا نيست اين كار را به انبوه توده - يا به كسانى واگذار كنند كه به گره گشائى و پيوند زدن گسيختهها مىپردازند زيرا خرد راستين مىگويد امام ويژگىهائى بايد داشته باشد كه پاره اى از آنها از سرمايههاى نهفته در روان و از منشهائى است كه جز خداى آگاه بر نهانىها آن را نمىداند ( 4 ) همچون بر كنارى از همهء گناهان و پاكى جان و پاكيزگى روان كه با يارى آن از هوس و
--> ( 1 ) ن - « الامامة و السياسة » ج 1 ص 22 ( 2 ) ن - « طبقات ابن سعد » ج 3 ص 249 ( 3 ) ن - « تاريخ طبرى » ج 6 ص 170 ( 4 ) ن - در اين باره در جاهاى ديگر با گستردگى به سخن پرداخته و بايستگى اين منشها را براى امام روشن ساخته ايم